![]() |
![]() |
|
| اولین نیستیم اما سعی میکنیم بهترین باشیم..... |
|
+ نوشته شده در
9 May 2010ساعت 4:4 توسط امير عباس نجفي پور |
|
|
پريروز ديانت پدرانم و شرافت نياكانم را بمب گذاران ليدز در لندن به سخره گرفتند. نامي كه پدرم بر من نهاده بود سنّتي كه مادرم نافم را به آن بريده فرهنگي كه از اسلافم به من رسيده سند اتهام من شد! نام؟ حسن شهرت؟ امين دين؟ اسلام تابعيت؟ ايران... من تروريستم؟ نيستم، نيستم! ديروز مردي غريب و نوآمده را به گناهِ رنگ و بوي به من ماننده اش در ناتينگهام كُشتند ديگر از ناتينگهام تا بلخ راهِ درازي نيست فصل، فصل دهكده ي جهاني ست! حكم دادگاه بلخ در هر دو سوي آب ها جاري ست! امروز جامه دانم رابه اميد سفري بي بازگشت بستم. اسلحه ي از كارافتاده ام قلم و دفتر شعرم بود كه آن را از ترسِ بازرسان فرودگاه در قطار جاگذاشتم. |
|
+ نوشته شده در
6 May 2010ساعت 15:28 توسط امير عباس نجفي پور |
|
|
روزي روزگاري زيبايي و زشتي يكديگر را در كنار دريا ملاقات كردند . آنها به هم گفتند: « بهتر است كمي آب تني كنيم . »
سپس تن پوش هاي خود را درآوردند و در آب شنا كردند . پس از مدتي زشتي از آب بيرون آمد و تن پوش زيبايي را به تن كرد و راه خود را كشيد و رفت و زيبايي از آب بيرون آمد و جامه خود را نيافت و از آن كه برهنه بود خجالت كشيد . پس تن پوش زشتي را به تن كرد و راه خود را كشيد و رفت . از آن پس تا به امروز مردها و زن ها زيبايي را با زشتي اشتباه مي گيرند . البته هستند كساني كه چهره زيبايي را ديده اند و بدون توجه به جامه اش او را شناخته اند و هستند كساني كه چهره ي زشتي را مي شناسند و تن پوش ، او را از چشمان آنها پنهان نگه نمي دارد . بعد از خواندن داستان سمبليك بالا ، ديدن اين عكس خالي از لطف نيست :
اين تصاوير جالب توسط فيليپ ج.شينز و آد اوليوا از دانشگاه « گلاسگو » ايجاد شده است . آنها نشان مي دهند هميشه آنچه را كه ما مي بينيم واقعا همانهايي نيستند كه وجود دارند. معلوم نيست كه آنها چگونه اين تصاوير جذاب را ايجاد كرده اند ، بدون شك اين كار در فتوشاپ نيز امكان پذير نيست . شما چه فكر مي كنيد؟! |
|
+ نوشته شده در
29 Mar 2010ساعت 18:39 توسط امير عباس نجفي پور |
|
|
+ نوشته شده در
11 Mar 2010ساعت 13:27 توسط M_A |
|
|
خانمي با لباس کتان راه راه وشوهرش با کت وشلوار دست دوز و کهنه در شهر بوستن از قطار پايين آمدند و بدون هيچ قرار قبلي راهي دفتر رييس دانشگاه هاروارد شدند.
منشي فوراً متوجه شد اين زوج روستايي هيچ کاري در هاروارد ندارند و احتمالاً اشتباهی وارد دانشگاه شده اند. مرد به آرامي گفت: «مايل هستيم رييس را ببينيم.» منشي با بي حوصلگي گفت: «ايشان امروز گرفتارند.» خانم جواب داد: « ما منتظر خواهيم شد.» منشي ساعتها آنها راناديده گرفت و به اين اميد بود که بالاخره دلسرد شوند و پي کارشان بروند، اما اينطور نشد.. منشي که دید زوج روستایی پی کارشان نمی روند سرانجام تصميم گرفت برای ملاقات با رییس از او اجازه بگیرد و رییس نیز بالاجبار پذیرفت. رييس با اوقات تلخي آهي کشيد و از دل رضایت نداشت که با آنها ملاقات کند.. به علاوه از اينکه اشخاصی با لباس کتان و راه راه وکت وشلواري دست دوز و کهنه وارد دفترش شده، خوشش نمي آمد. خانم به او گفت: «ما پسري داشتيم که يک سال در هاروارد درس خواند. وي اينجا راضي بود. اما حدود يک سال پيش در حادثه اي کشته شد. شوهرم و من دوست داريم بنايي به يادبود او در دانشگاه بنا کنيم.» رييس با غيظ گفت :« خانم محترم ما نميتوانيم براي هرکسي که به هاروارد مي آيد و مي ميرد، بنايي برپا کنيم. اگر اين کاررا بکنيم، اينجا مثل قبرستان مي شود.» خانم به سرعت توضيح داد: «آه... نه.... نمي خواهيم مجسمه بسازيم. فکر کرديم بهتر باشد ساختماني به هاروارد بدهيم.». رييس لباس کتان راهراه و کت و شلوار دست دوز و کهنه آن دو را برانداز کرد و گفت: «يک ساختمان! ميدانيد هزينه ی يک ساختمان چقدر است؟ ارزش ساختمان های موجود در هاروارد هفت و نيم ميليون دلار است.». خانم يک لحظه سکوت کرد. رييس خشنود بود. شايد حالا مي توانست از شرشان خلاص شود. زن رو به شوهرش کرد و آرام گفت: «آيا هزينه راه اندازي دانشگاه همين قدر است؟ پس چراخودمان دانشگاه راه نيندازيم؟». شوهرش سر تکان داد. رييس سردرگم بود. آقا و خانمِ " ليلاند استنفورد " بلند شدند و راهي کاليفرنيا شدند، يعني جايي که دانشگاهي ساختند که تا ابد نام آنها را برخوددارد:. دانشگاه استنفورد از بزرگترین دانشگاههای جهان، يادبود پسري که هاروارد به او اهميت نداد تن آدمی شریف است به جان آدمیت / نه همین لباس زیباست نشان آدمیت |
|
+ نوشته شده در
26 Feb 2010ساعت 14:47 توسط حميد طالبي |
|
|
هنگام عبور از خیابان
خانم ها سمت راست را نگاه می كنند. سمت چپ را نگاه می كنند. از خیابان رد می شوند.(وای چقدر ترسو هستن؟) آقایان سمت راست را نگاه می كنند، ماشین می آید . فاصله ماشین با خودشان را با چشم اندازه می گیرند و چون همگی راننده های قابلی هستند با سرعت وارد خیابان می شوند . راننده به شدت ترمز می كند. مرتیكه مگه كوری؟ (راننده می گوید) در حالی كه از روی میله های وسط خیابان می پرد می گوید: كور خودتی گاری چی! بدون اینكه سمت چپ را نگاه كند می دود آن سمت خیابان. هنوز هم صدای بوق ماشین هایی كه به خاطر این آقا ترمز كرده اند به گوش می رسد. هنگام رانندگی خانم ها بنزین را چك می كنند. روغن ماشین را چك می كنند. ترمز دستی را پایین می كشند. با سرعت مطمئنه حركت می كنند.(البته این سرعت با سرعت لاک پشت یا مورچه برابری می کند.) پشت چراغ قرمز ها می ایستند. به عابر پیاده احترام می گذارند. آقایان وسط راه بنزین تمام می كنند. وقتی دود از لاستیك هایشان بلند شد به یاد می آورند كه ترمز دستی را نكشیده اند. چراغ قرمز را مهترین معضل اتلاف وقت و عمر می دانند. عابر پیاده موجودی مزاحم و مختل كننده عبور و مرور است. و از همه مهمتر: بوق مهترین اختراع بشر بعد از برق به حساب می آید. هنگام صرف غذا خانم ها مرتب پشت میز می نشیند. مقدار كمی غذا می كشند. به آرامی غذا می خورند. تنها نوك قاشق را در دهان می كنند. آقایان تا جایی كه بشقاب جا دارد غذا می كشند. به سرعت غذا را می بلعند، در حالی كه قاشق را تا دسته در دهان می كنند. صدای برخورد قاشق با دندانهایشان موسیقی گوش نوازی است. بعد از دو بار پر كردن بشقاب، بالاخره كمی سیر می شوند. هنگام مهمانی رفتن خانم ها لباس نو می خرند. به دقت حمام می كنند . لباس هایشان را اتو می كنند. با دقت آرایش می كنند. بهترین عطر را استفاده می كنند. به دقت خود را در آیینه نگاه می كنند. و بالاخره رضایت می دهند كه خوشگلند! آقایان از یك ساعت قبل حاضرند و الان بر روی مبل خوابشان برده. در پایان یك روز خسته كننده خانم ها بعد ازاینكه ظرفها را شستند. آشپزخانه را تی می كشند.(در برخی موارد یخ حوض هم می شکنند) غذای فردا را در یخچال می گذارند.(وای به حال شوهر بدبخت با این خانم تنبل) چراغ ها را خاموش می كنند. كمی مطالعه می كنند.(مطالعه از نوع ......خوانی) می خوابند. آقایان بعد از اینكه شام خوردند چای می خورند. كمی با چشمهای خواب آلود تلویزیون را نگاه می كنند. بعد از اینكه دو سه بار كنترل تلویزیون از دستشان به زمین افتاد. تلویزیون را خاموش كرده و به سمت رختخواب می روند و بدون آنكه روتختی را بردارند می خوابند! |
|
+ نوشته شده در
15 Feb 2010ساعت 20:47 توسط حميد طالبي |
|
|
سلام به بچه های گروه مدیریت جهانگردی دانشگاه یزد
هنوز 132 واحد تموم نشده که وبلاگو به گل نشوندین،تمام اعضای وبلاگ فقط تا 1388/10/30 وقت دارن مطلب بزنن (حتی مدیر وبلاگ) |
|
+ نوشته شده در
4 Jan 2010ساعت 21:55 توسط حميد طالبي |
|
|
جزئيات تقويم گردشگري كشور در سال 88 به تفكيك روز گردشگري، هفته گردشگري، رويدادها و جشنوارهها به تفكيك استانها به شرح زير است:
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
4 Jan 2010ساعت 20:10 توسط حميد طالبي |
|
|
به تازگی ایستگاه قطاری در Atocha اسپانیا افتتاح شده است كه به جنگل كوچك شهرت یافته ،دراین ایستگاه ازگیاهان مناطق استوایی استفاده شده است و روزانه بالغ بر 200.000 نفر گردشگر از این جنگل بازدیدمیكنند.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
11 Dec 2009ساعت 12:43 توسط M_A |
|
|
این روزها دلم می خواهد همه چیز تغییر کند ؛ کوچه ، خیابان ، آدمها ، دلها، حرفها |
|
+ نوشته شده در
27 Sep 2009ساعت 13:0 توسط امير عباس نجفي پور |
|
|
بسياري از كشورهاي جهان يك حيوان را به عنوان نماد خود انتخاب كرده اند .برخي كشورهاي ديگر نيز به دليل اينكه زيستگاه جانوري خاص هستند به نام كشور اين موجود شهرت دارند. نگاهي به تعدادي از حيوانات نمادين كشورهاي مختلف جهان ![]() خروس يكي از نمادهاي كشور فرانسه و نيز پرتغال است.البته شهرت خروس هاي فرانسوي بيشتر است. در فرانسه خروس اشاره اي تاريخي به سقوط امپراتوري رم غربي و ظهور دوباره سرزمين گل « فرانسه قديم » است. در پرتغال خروس نماد ايمان و عدالت است.
عقاب ماهيخوار سر سفيد از سال 1782 ميلادي به عنوان نماد ملي ايالات متحده انتخاب شد. تصوير اين گونه عقاب روي مهر رياست جمهوري ايالات متحده و نيز نيروي هوايي اين كشور و برخي از سكه هاي آن ديده مي شود. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
5 May 2009ساعت 13:32 توسط منصوره امیری |
|
|
+ نوشته شده در
5 May 2009ساعت 13:30 توسط مائده مهذبیه |
|
|
+ نوشته شده در
5 May 2009ساعت 13:11 توسط مائده مهذبیه |
|
|
+ نوشته شده در
20 Apr 2009ساعت 23:15 توسط M_A |
|
|
سلام دوستای خوبم.....
امیدوارم هرجا که هستید سرسبز و پیروز باشید. حالا که سال جدید شده بیایید ما هم بعضی مسائل جزئی رو فراموش کنیم و بشیم همون دوستای خوب سابق!!؟ دیدید 2 سالش که گذشت چشم بهم بزنید اون دو سالشم میگذره....؟!! بخدا بعدها ما میمونیم و حسرت این روزای رفته.... من که تمام همکلاسیام رو با تمام وجود دوسشون دارم,,شما رو نمیدونم؟؟؟ یه حرفی هم هست که تا حالا به کسی نگفتم اما امشب میخوام به همتون بگم.... ای کاش ای کاش ای کاش این رشتمون تو کرمان بود,,با تمام وجودم سعی میکردم لااقل هر ماه برنامه دیدار از یه جای تفریحی یا تاریخی رو بریزم اما.....؟؟؟ راستی چرا این روزا همه اینقدر ناامیدانه از آینده رشتمون حرف میزنن؟؟؟ چرا کلاسمون اینجور حال و هوای قبرستونی گرفته؟؟؟ هیچ کس مثل من روز اول از آینده این رشته ناامید نبود.اما وقتی با خودم کنار اومدم که باید این رشته رو بخونم و تا آخر عمر باهاش زندگی کنم سعی کردم با این واقعیت کنار بیام که باید خودم رو به این رشته علاقمند کنم. چاره دیگه ای هم داریم؟؟؟ اصلآ چرا خودمون دست بکار نمیشیم تا کلاسمون رو از این وضعیت در بیاریم؟؟؟ چرا خودمون نباید بشینیم و برنامه چندتا اردو بریزیم؟؟؟ چرا خودمون نباید بشینیم و از همین الان با کمک همدیگه واسه ارشد بخونیم؟؟؟ یعنی فکر میکنین اگه چندتا کلاس ارشد با کمک هم تشکیل بدیم و بهم کمک کنیم نمیتونیم سال دیگه ارشد قبول شیم؟؟؟ شاید بگین دارم روشن بینانه به این موضوع نگاه میکنم اما به نظر شما از این وضع موجود بهتر نیست؟؟؟ به امید روزی که همه باهم و در کنار هم خوشبخت باشیم.
|
|
+ نوشته شده در
20 Apr 2009ساعت 18:31 توسط امير عباس نجفي پور |
|
|
اگر جمعیت جهان به اندازه یک ده کوچک بود و تنها صد نفر در آن زندگی میکردند آن وقت ... 57 درصد ساکنین آسیا، 21 درصد اروپایی، 14 درصد از قاره امریکا و 8 درصد هم از افریقا هستند. 52 درصد زن و 48 درصد مرد؛ 70 درصد رنگین پوست و 30 درصد سفید پوست؛ 89 درصد دگرجنسگرا و 11 درصد همجنسگرا هستند. 6 نفر 59 درصد داراییهای دنیا را در دست خواهند داشت که هر 6 نفر هم اهل ایالات متحده هستند. 80 درصد در وضعیت بسیار بدی زندگی میکنند؛ 70 درصد بیسواد هستند؛ 50 درصد با تغذیه ناکافی به زندگی ادامه میدهند؛ یک نفر به زودی خواهد مرد؛ 2 نفر بدنیا خواهند آمد؛ یک نفر دارای رایانه خواهد بود و تنها یک نفر دارای تحصیلات عالیه خواهد بود. وقتی که به جهان از این منظر مینگرید، نیاز به همبستگی، تفاهم، شکیبایی و تحصیلات ضروری به نظر میآید. همچنین بیاندیشید که، امروز صبح، اگر سالم و سلامت از خواب بلند شدید، پس خوشبختتر و شادمانتر از یک میلیون انسان دیگر هستید که تا هفتهی دیگر زنده نخواهند ماند. اگر هرگز رنجی از جنگ نکشیدهاید؛ تنهایی سلول زندان را نچشیدهاید و زجر شکنجه یا گرسنگی را تجربه نکردهاید؛ از 500 میلیون نفر در جهان شادترید. اگر میتوانید بدون ترس از مرگ یا زندان به مسجد یا کلیسا بروید و به راحتی عبادت کنید، از 3 میلیون نفر خوشبختترید. اگر یخچالتان خالی نیست، کفش و لباسی به تن دارید، سقفی بالای سرتان است و جایی برای خواب دارید، از 75 درصد ساکنین کره زمین ثروتمندترید. اگر حساب بانکی دارید و قدری پسانداز، پولی در جیب و چند سکهای در قلک به 8 درصد از مردم خوشبخت جهان تعلق دارید. اگر این نوشتهها را میخوانید، سه بار خوشبختتر از بقیهی انسانهایید؛ چرا که کسی این نوشته را به شما توصیه کرده و شما را دوست دارد، سواد خواندن و نوشتن دارید و از 200 میلیون نفر دیگر سعادتمندترید، و اینکه رایانهای در اختیار دارید! همانطور که گفتهاند: "کارکن تا محتاج پول نشوی، عشق بورز تا آزار نبینی، برقص چنان که کسی ترا نبیند، آواز بخوان چنان که کسی نشنود، و زندگی کن، چنان که در بهشتی." |
|
+ نوشته شده در
20 Apr 2009ساعت 2:38 توسط امير عباس نجفي پور |
|
|
کامپيوتر دختره يا پسر؟؟؟ خانوم ها میگن کامپيوتر مذکره ! به اين دلايل: |
|
+ نوشته شده در
15 Apr 2009ساعت 13:3 توسط M_A |
|
|
+ نوشته شده در
14 Apr 2009ساعت 19:26 توسط امير عباس نجفي پور |
|
|
۱شش سال اوّل زندگی گريه نکن ۲دوره ي دبستان موقع رفتن به مدرسه دير نکن ۳دوره ي راهنمايی ترقّه بازی نکن ۴دوره ي دبيرستان با کامپيوتر بازی نکن ۵دوره ي دانشگاه رشتهای رو که دوست داری انتخاب نکن ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
14 Apr 2009ساعت 18:52 توسط امير عباس نجفي پور |
|
|
+ نوشته شده در
10 Apr 2009ساعت 9:3 توسط منصوره امیری |
|
|
+ نوشته شده در
7 Apr 2009ساعت 13:38 توسط مائده مهذبیه |
|
|
ااو مي گويد...ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
6 Apr 2009ساعت 18:34 توسط مائده مهذبیه |
|
اگر از شرایط زندگی خود راضی نیستید و یا اگر فکر می کنید همه چیز بر وفق مراد شما نیست بهتر است نگاهی به متن زیر بیندازید: به نکتههاى زیر توجه کنید:اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستید، قدر سلامتى خود را بدانید زیرا یک میلیون نفر تا یک هفته دیگر زنده نخواهند بود. اگر تاکنون از آسیبهاى جنگ، تنهایى در سلول زندان، عذاب شکنجه، یا گرسنگى در امان بودهاید، وضعیت شما از وضعیت 500 میلیون نفر در دنیا بهتر است. اگر میتوانید بدون ترس از زندانى شدن یا مرگ، وارد مسجد (یا کلیسا) شوید، وضع شما از ٣ میلیون نفر در دنیا بهتر است. اگر در یخچال شما خوراکى و غذا وجود دارد، اگر کفش و لباس دارید، اگر تختخواب و سرپناهى دارید، در این صورت شما از ٧۵٪ مردم جهان ثروتمندتر هستید. اگر در بانکى حساب دارید، و اگر در جیبتان پول دارید، شما به ٨٪ مردم دنیا که چنین شرایطى دارند تعلّق دارید. اگر شما این نوشته را میخوانید، از سه خوشبختى بهرهمند هستید: 1- یک کسى به فکر شما بوده است. 2- شما به 200 میلیون نفرى که قادر به خواندن نیستند تعلّق ندارید. 3- و ... شما جزو ١٪ از مردم دنیا هستید که کامپیوتر دارند. به قول یکنفر: طورى کار کنید که انگار نیازى به پول ندارید، طورى عشق بورزید که انگار هرگز آزرده خاطر نشدهاید، طورى برقصید که انگار هیچکس شما را نمیبیند، طورى آواز بخوانید که انگار هیچکس صداى شما را نمیشنود، و بالاخره طورى زندگى کنید که انگار زمین، بهشت است. وهمیشه خدا را شکر کنید... |
|
+ نوشته شده در
6 Apr 2009ساعت 18:19 توسط مائده مهذبیه |
|
|
آرژانتین: سرزمین نقره
آفریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما(آفتابی) آلبانی: سرزمین کوهنشینان آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن آنگولا: از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود اتریش: شاهنشاهی شرق اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان ارمنستان: سرزمین فرزندان ارمن،نام نبیره ی نوح"ع" ازبکستان: سرزمین خودسالارها اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی استرالیا: سرزمین جنوبی اسرائیل: جنگیده با خدا افغانستان: سرزمین قوم افغان السالوادور: رهایی بخش مقدس امارات متحده عربی: شاهزاده نشین های یکپارچه عربی انگلیس: سرزمین قوم آنگل ایالات متحده امریکا: از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی ایران: سرزمین نجیب زادگان (آریاییان) ایرلند: سرزمین قوم ایر (شاید هم معنی با آریا) ایسلند: سرزمین یخ برزیل: چوب قرمز بریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
28 Mar 2009ساعت 20:43 توسط امير عباس نجفي پور |
|
|
ساقیا آمدن عید مبارک بادت آن مواعیدکه کردی مرود از یادت
درشگفتم که درین مدت ایام فراغ برگرفتی زحریفان دل ودل میدادت برسان بندگی دختر زرگو بدرآی که دم و همت ما کردز بند آزادت شادی مجلسیان درقدم ومقدم توست جای غم باد هرآن دل که نخواهد شادت شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت چشم بد دور کزآن تفرقه ات باز آورد طالع نامورو دولت مادرزادت حافظ ازدست مده دولت این کشتی نوح ورنه طوفان حوادث ببرد بنیادت
|
|
+ نوشته شده در
11 Mar 2009ساعت 15:14 توسط سحر تابنده |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
28 Feb 2009ساعت 13:17 توسط مائده مهذبیه |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
28 Feb 2009ساعت 12:55 توسط مائده مهذبیه |
|
|
+ نوشته شده در
26 Feb 2009ساعت 20:23 توسط منصوره امیری |
|
|
همان طور که می دانید چندی قبل نقش برجسته ای از تخت جمشید در حراج کریستی لندن به قیمت یک میلیون و صد و هشتاد هزار و دویست و هشتاد و چهار دلار به فروش رفت (سوم آبان سال 1386). ابعاد این نقش 24 در 31 سانتیمتر است و سر سرباز هخامنشی را به همراه قسمتی از نیزه این سرباز نشان می دهد.
قطعات سنگی تخت جمشید در موزه شرق شناسی دانشگاه شیکاگو ۱ - ردیفی از شیرهای غران تخت جمشید در موزه دانشگاه شیکاگو
۲ - سر ستونی از تحت جمشید در موزه دانشگاه شیکاگو
۳ - سر ستون ایوان شمالی کاخ صد ستون - اکنون در موزه دانشگاه شیکاگو
۴ - سر سنگی گاو نر از جبهه شرقی رواق شمالی کاخ صد ستون -موزه دانشگاه شیکاگو
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
25 Feb 2009ساعت 12:51 توسط فرزانه خوشه بست |
|
|
1. Take into account that great love and great achievements risk. 1- بر اين باور باش كه عشق و دستاوردهاي عظيم، در برگيرنده مخاطرات بزرگ است.
2. When you lose, don't lose the lesson. 2- آنگاه كه مي بازي، از باختت درس بگير.
3. Follow the three R's: Ø Respect for self. Ø Respect for others. Ø Responsibility for all your actions. 3- سه اصل را دنبال كن: • محترم داشتن خود • محترم داشتن ديگران • جوابگو بودن در قبال تمام كنش هاي خود
4. Remember that not getting what you want is sometimes a wonderful stroke of luck. 4- به ياد داشته باش، دست نيافتن به آنچه مي خواهی گاهي از اقبال بيدار تو سرچشمه مي گيرد.
5. Learn the rules so you know how to break them properly. 5- قواعد را فرا گير تا به چگونگي شكستن آنها به گونه اي شايسته، آگاه باشي.
6. Don't let a little dispute injure a great relationship. 6- نگذار ستيزه اي خُرد بر ارتباطي پرقدرت، خللي وارد سازد.
7. When you realize you've made a mistake, take immediate steps to correct it. 7- هرگاه به اشتباه خويش پي بردي، بي درنگ گامهايي براي اصلاح آن بردار.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
23 Feb 2009ساعت 19:50 توسط امير عباس نجفي پور |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
با شما و در کنار شماییم.با نظرات خود ،ما را تنها نذارید.
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1389 فروردین 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 دی 1388 آذر 1388 مهر 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
آثار تاریخی ایران آثار تاریخی جهان اخبار جهانگردی خواندنیها آشنایی با سایر کشورها نامه های آسمانی طنز عکسهای دیدنی |
| نویسندگان |
|
امير عباس نجفي پور M_A حميد طالبي رضا اسدی سحر تابنده فرزانه خوشه بست مائده مهذبیه مرضیه مطیعی منصوره امیری مهناز زاهدی |
|
RSS
|